|
عشق دفتر عشـــق كه بسته شـد چی داره به سرم میاد؟ !
این دلم را غرق بوی یــاس کن سینه را لبریز از احــساس کن تو دهن بسته من ،یه ذره تربت میذارن میون تاریکی قبر، منتظر مولا میشم صدایی از دور میرسه،این میت رو رها کنید گرچه گنهکاره ولی،بوی حسیـن میده تنش اینو جهنم نبرید،آخه ابالفضلی بوده فارغم از هر دو جهان ،قبله من کرببلاست
عشق.... عشق بارقه ای است از ملکوت، اخگری از آن آتش جاویدان. شاه کلید دروازه های شادمانی است. عشق حیات ثانی است؛به قلمرو روح رهنمون است. به هر شریانی گرما می بخشد و در هر ضربانی می تپد. عشق در فطرت پاک همان پیوندی است. که خورشید با زمین دارد. عشق زیبایی روح است. عشق غایت وجود وتنها هدف آن است. عشق نیکویی،افتخار،آرامش و زندگی بی ریاست. عشق سرآغاز ادب است و بزرگواری. عشق پگاه افسونگر تمامی دلهاست. عشق نشان ابدیت است:تمامی مرزهای زمان را در می نوردد: سراسر یادمان یک آغاز را پاک وتمامی ترس یک پایان را محو می سازد. عشق آن ساحر،آن افسونگری است که از چیزهای بی ارزش شور و شادی می آفریند. عشق تمام آن چیزی است که داریم. تنها با کیمیای عشق می توانیم به یاری هم بر خیزیم. نیکوست که ثروتمند باشی و پرتوان، اما نیکوتر آن است که دوستت بدارند.
مشکلی نیست که عشق نا توان از غلبه بر آن باشد؛ دردی نیست که عشق نا توان از درمان آن باشد؛ دری نیست که عشق نا توان از گشودن آن باشد؛ رودی نیست که عشق نا توان از بر پایی پل بر آن باشد؛ دیواری نیست که عشق ناتوان از فرو ریختن آن باشد؛ گناهی نیست که عشق ناتوان از شستن آن باشد؛ مهم نیست که غم تا کجا ریشه دوانده ، تا کجا افق تیره و تار می نماید، گره زندگی تا کجا کور است و بهم پیچیده، درک کافی از عشق نوشداروی تمام اینهاست....
بگذار آن باشم که با تو در کوهسار گام بر می دارد، بگذار آن باشم که با تو در گلذار گل می چیند، بگذار کسی باشم که احساس درون با او می گویی، بگذار کسی باشم که بی دغدغه با او سخن می گویی، بگذار کسی باشم که در غم ،سوی او می آیی، بگذار کسی باشم که در شادی با او می خندی، بگذار کسی باشم که به او عشق می ورزی.
بی تو هر شب غمت و به خلوت خودم می بردم خبری از تو نبود و لحظه ها رو می شمردم وقتی شب سحر می شد به بیقراری خودم و به دست گریه می سپردم گله و شکایتی از تو به لب نمی آوردم تو به یاد من نبودی اما من واست می مردم من تو رو از تو می خواستم که به عشقت در دنیا رو به روی خود ببندم تو منو مثل یه بازیچه می خواستی که واست گریه کنم واست بخندم اما من واست می مردم یه شبی بی تو,تو دفترچه ی قلبم اونجا که آخر عشق و سر گذشته زیر اسم خودمون واست نوشتم راست میگی که اون گذشته ها گذشته تو من و با دریا دریا اشک چشمهام نمی خواستی آخه تو بیشتر از اون گریه ی من گریه می خواستی تو من و مثل یه بازیچه می خواستی اما من واست می مردم اما من واست می مردم
اومدم بگم این آخرین آپمه دیگه نمی تونم بیام چون باید برای کنکور درس بخونم ولی نظراتم ومیام بخونم امّا ازم انتظار نداشته باشید که بهتون نظر بدم. برام دعــــــا کنیــــــــــــد و حتماً حتماً بهم سربزنید می خوام ببینم چند نفر دوستم دارند قربون همه شما التماس دعا این عکسها رو تقدیم می کنم به همه ی شما عزیزانم
آخرين پناه تو چشات بايد شنا كرد مث دريا تو رو خوب بايد شناختت مث زيبا شعر تو بايد طلا كرد مث پاييز شبتو بايد دراز كرد مث يلدا تو نگات مي شه سفر كرد مث مجنون دلو مي شه در به در كرد مث ليلا عشق تو رنگ همون بوته ي ياسه كه همش قد مي كشه زود مي ره بالا تو مقدس و زلالي مث سوگند روشن و غرق اميدي مث فردا تو سفيدي مث برفاي زمستون تو وسيعي مث جنگل مث صحرا پر التماسمو تو نمي دوني پري از ولي اگرنمي شه اما قبله ي اول و آخرم چشاته چه كنارم باشي چه اونور دنيا مث سمفوني.مث نت.پر رازي مث برف اول ژانويه زيبا رفتنت يه طعميه شبيه مردن موندنت يه رنگيه شبيه رويا تو رو به خدا قسم ديگه سفر.نه لا اقل اگه مي ري نرو تو تنها (مریم حیدر زاده)
تبعيضات ظالمانه اگر مردی زن نگيرد عاقل است ولي اگر زني شوهر نکند ، «بيخ ريش پدرش مانده» است اگر مرد شبها تا صبح بيرون از منزل بماند ، «مهماني» بوده است ولي اگر زن بعد از غروب آفتاب به منزل بياد «ددر» رفته بوده و رفيق دارد اگرمرد با خشونت صحبت کند«لحن مردانه» دارد واگر زن با خشونت حرف بزند «بي ادب و دريده» است اگر مرد ضيف النفس و سهل انگار باشد «جوانمرد» است ولي اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بي عرضه و شلخته» است اگر مرد ساعتها با کسي در گوشي صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زني قدری حرف بزند «وراج» است اگرمرد درحضور ديگران به زنش محبت کند و اورا ببوسد «مهربان و وفادار» است ولي اگر زن اينکار را بکند «بي حيا» است اگر مرد پر خور باشد «خوش اشتهاء» است ولي اگر زن پر خور باشد «شکمو» است اگر مرد چهل سال داشته باشد «جوان» است و اول چلچليش ولي اگر زني سي و پنج سال بيشتر داشته باشد «مادر فولاد زره» است اگرمرد خراّج باشد«دست ودل بازاست»واگرزني خراّج ازآب دربيايد «خانه خراب کن»اس اگر مرد خسيس باشد «مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخيل باشد «گدا» است اگرمرد موهايش سفيد شده باشد «پخته و موقر» است ولي اگر زن موهايش قدری خاکستری باشد «عجوزه و پير کفتار» است اگرمرد کم حرف باشد «متين و سنگين» است ولي اگر زن کم حرف بزند «از خود راضي و اخمو» است اگر مرد سبيل داشته باشد ولو هر قدر دراز و گنده و بد قواره «علامت مردانگي و زينت» است ولي اگر زني موئي در صورت داشته باشد «وای خدا بدور» نگو نگو
سلام عزیزانم امیدوارم که حالتون خوب باشه راستش نمی دونم چه جوری سر حرف رو باز کنم اما می خواستم بدونید که مشکلی برام پیش اومده راستش دوستم مریضه والان روی تخت بیمارستان خوابیده اون به بیماری خونی دچار شده وحال زیاد خوبی نداره ازتون می خوام براش دعا کنید شاید خدا صدای یکی از شما رو بشنوه ودعاتون و مستجاب کنه خیلی بده آدم ببینه عزیترین دوستش داره جلوی چشماش پرپر می شه واون نمی تونه کاری براش بکنه پس ازتون خواهش می کنم براش دعا کنید واون وبعد از نمازهاتون از یاد نبرید.
|
About![]()
کاش قلبم درد تنهايی نداشت
Home
|